تبليغاتX
دست نوشته های صد تومانی

دست نوشته های صد تومانی

 

این یک گلایه نیست که از آغوش مادرت تنها عطرش برایت به یادگار مانده باشد و از صدای نوازش گرِ پدرت تنها " چطوری دخترِ بابا " هایش ...

این یک گلایه نیست که دیگر دستت به شکوفه های بهار نارنج نرسد و دستبندِ دستانت نشوند و دورش نپیچند شکوفه ها...

این یک گلایه نیست که خانه ی مادربزرگ ، سوت و کور شده باشد ... دیگر صدای قل قل سماورش نباشد و انتظار حبه قند های کوچک برای دیدار با چای دارچینی اش هیچ وقت به سر نرسد ..

این یک گلایه نیست که پر شده باشی از هزار هزار غصه ی بی دلیل ..

که دل خوش کرده باشی به یک پنجره و بدانی که گنجشک ها روزها برای دلخوشی ات می آیند و کمی سر و صدا می کنند ...

که دلت بخواهد پناه ببرد اما راه گم کند ...

گلایه نیست که تو نیستی ... نیستی و چشمانم بخیل شده اند ... و دلم نمی گیرد حتی ...

این ها گلایه نیستند....

فقط از آن وقت هایی ست که قلب آدم ، دلش پر می شود ... از آن وقتی هایی ست که در و دیوار خانه را نمی توان تاب آورد ، از آن وقت هایی ست که ...

می دانید ؛ بعضی حرف ها زیاد گفتنی نیستند ...

این هم یک گلایه نیست ./

 

+ نوشته شده در  جمعه 1391/02/22ساعت 1:30  توسط   | 

 

روزهای دلتنگی،

سخت است!

ولی تلخ تر از

روز های نا امیدی نیست!

و سختی چه می داند که تلخی چیست...

"سعید فاریابی"

 

 


- آخر با یک دوربین زهوار در رفته که نمی شود عکس گرفت !

+ بچه جان ! تو که عکس گرفتن نمی دانی ، بهانه گرفتنت چراست ؟!!!

 

عکس ها در ادامه ی مطلبند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/02/14ساعت 2:53  توسط   |